السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

5

مقدمه نقض و تعليقات آن

حقانيت مذهب جعفرى و طريقهء اثنى عشرى بوده است ، بنابراين مطالب كتاب اول يعنى تأليف همان عالم سنى را به عين عبارتها بطريق تركيب مزجى جزء كتاب خود نموده ليكن بعناوين « آنكه گفته » مصدر كرده است و مطالب خود را نيز بعناوين « و اما - جواب » معنون كرده است تا بدين طريق مطالب اين دو كتاب از همديگر تميز يابد . ترجمهء حال مؤلف كتاب « نقض » و تعريف أهميت كتاب بقلم ناقدان بصير و بيان اساتيد فن تاكنون كه ما مستقيما وارد بحث و تحقيق شده و بذكر بيانات گذشته پرداختيم از اين روى بود كه كسى وارد بحث و تحقيق در آنها نشده بود ليكن ترجمهء حال مؤلف و معرفى عظمت كتاب و تعيين ارزش واقعى آن را تا حدى علماى أعلام و بزرگان اسلام قديما و حديثا بيان فرموده‌اند و بيانات وافى و تحقيقات كافى در اين دو موضوع در تأليفات و آثار خود وديعه گذاشته‌اند و ما هم هر چه گوئيم بعد از استفاده از تحقيقات ايشان خواهد بود بنابراين أولى و أنسب آنست كه قبلا بيانات بعضى از اساتيد فن را در اين كتاب به عين عبارت نقل كنيم پس اگر وافى بمراد و كافى در اثبات مقصود باشد به همان‌ها اكتفا كنيم و اگر أحيانا امر بر خلاف آن باشد بضم ضميمهء بر آن بعنوان تنبيه يا تبصره يا غير ذلك مطلب مجمل يا بيان نارسا يا امر خلاف واقع را روشن كنيم چه در اين صورت هم حق أرباب تحقيق در اين موضوع كه پيش از ما ببيان آن پرداخته‌اند ادا مىشود و هم ميتواند بود كه در مواردى كه براى نگارنده خلاف بيانات‌شان ظاهر شده است نظر ايشان صائب بوده باشد و خطا از ناحيهء فهم ناقص و نظر قاصر ما بوده باشد زيرا من معترف بقصور فهم و قلت بضاعت خود هستم ؛ و ما أبرأ نفسى ان النفس لامارة بالسوء إلّا ما رحم ربى ؛ چه نيكو گفته‌اند : و كم من عائب قولا صحيحا * و آفته من الفهم السقيم و خواجه هم خوب گفته است : چو بشنوى سخن اهل دل مگو كه خطاست * سخن‌شناس نهء جان من خطا اينجاست و وقتى كه هر دو نظريه در دسترس صاحب نظران باشد به سهولت مىتوانند قضاوت كنند و خطا را از صواب تشخيص دهند ، علاوه بر اين چون اين جانب شخصا متصدى - تصحيح و تعليق و تهيهء نسخ خطى آن بوده‌ام و وضعيت آنها روى هم رفته چنانست كه اگر شرح دهم شايد برخى از خوانندگان بيانات مرا حمل بر مبالغه و إغراق و گزاف گوئى و خودنمائى بكنند بنابراين ميگويم : « قلم اينجا رسيد سر بشكست » و بعبارت واضح‌تر نيست آن قدرت در اين كلك و بنان * تا دهد اين قصه را شرح و بيان از اين روى بهتر آنست كه بيان اين مطلب را بر عهدهء ارباب حل و عقد اين قبيل مطالب بگذارم و رشتهء سخن را ببنان بيان نفوس قدسيهء ايشان بسپارم زيرا كه سكهء رد و قبولشان در عالم علم و أدب و جامعهء فضل و كمال رواج بسزا دارد و دامن